على غضنفرى

42

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى)

را بزنند . « 1 » ابن ابىالحديد پس از ذكر برخى اخبار غيبى حضرت مىگويد : مسلّماً اين امرى است خدايى و امام عليه السلام آن را از ناحيه پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت داشته‌است چرا كه نيروى بشر از درك آن عاجز است . او سپس مىافزايد : اخبار غيبى حضرت آنقدر زياد است كه عده‌اى در مورد او غلو كرده‌اند و ادعاى الوهيت وى را داشته‌اند و با اينكه امام عليه السلام آنها را كيفر نمود ، باز دست برنداشتند . ابن ابىالحديد در پى بيان بسيارى از فضائل حضرت مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله از ترس اينكه مبادا در مورد امام عليه السلام غلو كنند همه فضايل او را نفرموده‌است ، چنانچه خودش مىفرمايد : « والذى نفسى بيده لولا انى اشفق ان يقول طوائف من امتى فيك ما قال النصارى في ابن‌مريم ، لقلت اليوم فيك مقالا لا تمرّ بملاء من النّاس الّا اخذوا التراب من تحت قدميك للبركة » . سوگند به خدايى كه جانم در قبضهء قدرت اوست اگر ترسم از اين نبود كه جمعى از امّتم در مورد تو چيزهايى بگويند كه نصارى در حقّ فرزند مريم گفتند ، سخنى در باره تو مىگفتم كه از هيچ گروهى از مردم نگذرى مگر اينكه خاك زيرپاهايت را به‌عنوان تبرك بردارند . « 2 » * * *

--> ( 1 ) - شرح حديدى ، ج 4 ، ص 73 . ( 2 ) - شرح حديدى ، ج 5 ، ص 4 .